
✴خان باشتی✴خوش پرستوی خیال از نظر افتاد ز بالوز جلای وطنَش، در به در افتاد به سال✴دل ز درگاه گرفت ناصر برجسته علومخان آشفته خیال، درخور صد کاپ مدال✴ز فراق خان باشت دل به شفق تنگ غروبکو به غربت ز دمی شمع فروغش به زوال✴روی بگرفت از قلوب، خان دلارای جنوباو که بُد انجمن آرا و به سر، صنع مقال✴قاصدک گو به خزان دل به هزاری، هیهاتنای دستان به هوا شیون و زاری و ملال✴یادگاری که به تصویر بجا مانده ز خانتسلی ایل و تبار ،وان دل تیمار بلال✴یاسوج_ یکم بهمن ماه یکهزار و چهارصد✴نیای گودرزی ( #محمد_کرم_نیا...
ادامه مطلب